از انقلاب مشروطیت تاکنون نزدیک به یک قرن است که جایگاه حقوق مدنی زنان و مسئلة رهایی از قید و بندهای سنتی- مذهبی یکی از مسائل مورد مناقشه در فضای سیاسی جامعة ما بوده است. بی تردید، در روند تاریخ سیاسی معاصر، استبداد و خودکامگی رژیمهای حاکم، نقش روحانیت، و ریشهدار بودن فرهنگ زن ستیز، سد بزرگی در برابر آزادی و حقوق مدنی جامعه، به ویژه حقوق مدنی زنان بوده است. با این حال اما روشهای مبارزة سیاسی علیه این رژیمها و نیز تلقی متفاوتِ جریانهای سیاسی در مورد دموکراسی، حقوق بشر و جایگاه حقوق مدنی به طور عام و حقوق مدنی زنان به طور خاص، در سمت و سوی این روند تاریخی، بیتأثیر نبوده است. این جستار تلاشی است در جهت بازاندیشی این روند تاریخی.
ادامه